تبليغاتX
و ابلهانه می پندارند که حق زیستن دارند




















دوشنبه 30 دی1387
پي ام داد .گفت فلان شب خوابت رو ديدم. گريه مي كردي. جوري نگاهم مي كردي كه انگار ازم كمك مي خواي و يه آغوش.گفت و رفت

وسط كنفرانس با چند تا از بچه هاي فليكر يهو يادم افتاد اون شب من گريه كردم. واقعا گريه كردم.بدنم كرخت شد.اين چندمين بار كه اين اتفاق با همين شخص برام ميافته.



+ 22:4
جمعه 27 دی1387
چقدر اين حرفش چسبيد


من غرق در اين سئوال

كه دريا آسمان را آئينه است

يا

آسمان دريا را !

و پاسخ نجاتم

چشمانت

كه

هيچ كدام !



+ 13:45
جمعه 20 دی1387
ديشب چيزي در حد معجزه اتفاق افتاد . پسري اعتراف كرد كه دوست دخترش رو دوست داره. مي گفت خيلي پرفكته.و كامل تر از اون ديگه كسي رو نمي تونه پيدا كنه. جالب بود. مي گفت حوصله ي دختر هاي خنگ رو نداره.


خوب منم اينجوريم . پسر باهوش و قوي بيشتر جذبم مي كنه تا يه پسر خوشگل يا پولدار يا هر چيز ديگه


+ 1:34
یکشنبه 15 دی1387


چقدر اين آهنگ رو دوست دارم اين روزها



+ 16:52
شنبه 14 دی1387
من خيلي آدم شجاعي هستم. توي يك لحظه همه ي اس ام اس ها ايميل ها عكس ها رو پاك كردم. همه رو. همه چيز رو. حالا هم مي خوام بزنم زير گريه. امروز كلي با خودم حرف زدم.خيلي سخته ها. امتحان كن.آينه رو بزار جلو خودت. رو راست باش.  رو راست بودن آدم با خودش خيلي سخت تر از رو راست بودن با ديگرانه. امروز با خودم صادقانه حرف زدم. امروز روز مهمي بود.يه قدم نزديك شدم.




+ 20:16